تبليغاتX
توبچین ازلب مو چین قلم لیقه لورفته مارا







































توبچین ازلب مو چین قلم لیقه لورفته مارا

هر گونه استفاده ، چاپ و انتشار مطلب از این وبلاگ ، تنها با قید نام و نشانی ماخذ بلا مانع است.

 

ـ در ۳ اپیزود
 

با سنگ ها ،
 
موافقم

سکوت ،

بی صدا نمی شکند


و با سرک های هیز ،

نه

سنگ سار ،

تاوان پنجره های برهنه نیست
 
.

بی قافیه و قیافه

سینه ی سربی سنگفرش ،

جناسی پیرو فرتوت است

.

پرواز مقوله ای پرستویی است

بادبادک ها هرگز نمی کوچند .

 
........................................
 
 
ایکی قیسا تورکی
 

سوموگه سورونموردوخ

ساققیزیمیزی اوغورلامیشدیلار

...................................

قوی سن دئین اولسون

سنسیز اولمازسادا

منسیز اولماغا ناوار

.

.

نوشته شده در جمعه یازدهم فروردین 1391ساعت 2:20 توسط رضا علیمهر| |

علم بهتر است یا ثروت ، یادت هست؟

دارا نوشته بود ثروت !

چقدر خندیدیم !!

......................

و:

این یکی رو تقدیم میکنم به رضا کاظمی که ترجمه ترکی با برداشتی آزاد است از شعر کوتاه ایشان

شده‌ای زخم
هی می‌خراشمَ‌ت؛ پوست می‌آوری.

پس کِی دَوا می‌شوی؟!

( رضا کاظمی )

"یارا"

اولموسان یارا

هی قوپاردیرام ، کوزمک باغلیسان

دوزلمیه جاخسان؟

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم شهریور 1390ساعت 15:12 توسط رضا علیمهر| |

 

بی محابا جوش آوردیم

که دم کرده اش مفید است

باری

 به هر جهت

زنجبیل مفید تر است

نوش جان !


نوشته شده در جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 0:42 توسط رضا علیمهر| |

...

وقتی که باران

به رنگ چترهایش می بالد

ببخشید

می بارد

و مدادهای رنگی

یکی در میان گم و گور می شوند

او که رنگین کمان را فقط شنیده باشد

چه رنگی می کشد آن را؟

 

گل های کاغذی

بهار را از کجا می شناسند؟

تو که بیرنگ سیر می پوشی ،

آیینه را از کجا؟

 

چشم هایت را که می بندی

چه آبی

چه میشی

چه فرقی می کند

خواب کلاغ  ببینی

یا سارنگ ؟

 

درلهجه شورتر دریاچه !

لحن صدا

بوی تصویر سوخته می دهد 

وبا اینهمه دیدگاه های لوچ

و سیگارهای له شده ی نیمسوخته !!

تکلیف جنگلهای سیاه و سفید چیست

با آبرنگ؟

...

اصلا با این همه نیرنگ

چه نیازی به رنگ ؟ !

.........................................................

وبلاگ طنز نویس گرامی جناب علی شجاع و محفل شاعران ارومیه جهت دوستان علاقه مند به اشعار ترکی معرفی می گردد

http://www.shoja86.blogfa.com/

http://www.sasbir.blogfa.com/cat-7.aspx

 

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 2:8 توسط رضا علیمهر| |

 

این رو سیاهی

از چندمین زمستانخوابگی !

تا کدامین انجماد ؟

اگر گل یخ

ریشه سوم هزاره های یخ بندان نیست ؟!

پیدا کنید ذغال فروش را .

 

------------------------------------------------------

 

اینجا هوای زندگی سرد است

اطرافیان پوشیده از برفند

فصل شیوع آدم برفی است

مردم دهان خویش می بندند

 

اینجا کسی آتش نمی گیرد

سوزوگدازی رامجالی نیست

حتی و حتی محض دلگرمی

در کلبه هیزم خیالی نیست

 

... 

 

اینجا به زیر صفر محکوم است

طبع خلافی نیست درباران

شاید طبیعت سخت می گیرد

اما طبیعی نیست یخ بندان

 

نوشته شده در شنبه نهم مرداد 1389ساعت 1:51 توسط رضا علیمهر| |

 

گفته باشم

که در کوچه های آب نپاشیده

هرگز

 صدای هیچ پایی نخواهد پیچید

 

حواسمان باشد

که در محله های عمودی

همسایه های بالا دست

هنوز خرده شیشه های عقده را

روی سر همدیگر می تکانند

 

یادمان نرود

که در حوالی همین دیروزو امروز

بزدلان به بن بست گریخته

چگونه از دیوار مماشات  بالا رفتند !

 

 ... و افسوس

که مترسکهای  درفش بر دوش

در اقتدابه کاوه ی آهن فروش

از بیراهه تا ... سراب را !

همچنان امیدوارانه !

در جا می زنند

 

تردید نکنیم

که این ابرهای بی باران

جز حائلی

میان دریاهای بی بخار

وخورشید تابان نیستند .

 

 

نوشته شده در شنبه یازدهم اردیبهشت 1389ساعت 15:3 توسط رضا علیمهر| |

 

بهاران خجسته باد

سال نو مبارک

 

شعر من

همان است که مرا می سراید

هیچکس

شاعر شعر خودش نیست .

 

........................................

ماهی من

 

ماهی من

هرسال قبل از عید مرده است .

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388ساعت 5:23 توسط رضا علیمهر| |

سوندان گورموش

 

اوتور اوز میخوون دیبینده

میدان آغزیندا قابیخ گمیریردون  ، حله

صاحب الامیر یولا گئدنده  !

بره چیخماسایدون اگر .

.................................................

بد نظر

 

ایچریم اوزومی یاندیریر

اشیگیم اوزاخدان باخانلاری

گوزوون آغینا دیرییم بد نظر

تختیه چالماخدان بارماخلاریم جیریلدی

یانیمی قاشیماخدان  ، شالواریم .

.............................................

بایاتی

 

یاشاسین قوجا تبریز

داغلاردان اوجا تبریز

قانادلانیر گون به گون

 آز قالیر اوچا تبریز

....... 

جانیم ارکین قالاسی

تبریزین نار داناسی

توشسون دوشمان گوزونه

شاه گولونون قاداسی

......

بوردان اوزاق هاراوار

هاردا بو تامبورا وار

هرکسی دیندیری سن

اوره گینده یارا وار

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388ساعت 17:10 توسط رضا علیمهر| |

 

کامیکازه در ترکیه...  

 


 

 

فیلم کوتاه کامیکازه به بخش مسابقه چهارمین

جشنواره فیلم کوتاه  جوانان استانبول راه یافت.

در این جشنواره ۳۹ فیلم از فیلمسازان جوان

به نمایش در خواهدآمد که فیلم کوتاه کامیکازه

 روز شنبه ۲۷ فوریه به روی پرده خواهد رفت.

 

 +پایگاه خبری فیلم کوتاه

 

 


 

http://www.oyuncutayfasi.com.tr/

 
FİLMİN ADI            : Kamikaze
YÖNETMEN           : S. Vahid Hoseyni NAMİ
YAPIMCI     : Reza ALİMEHR/ 2009 / İRAN
TÜR               : Kurmaca
SÜRE             : 16.16
نوشته شده در جمعه هفتم اسفند 1388ساعت 23:23 توسط رضا علیمهر| |

 


کامیکازه در جشن بزرگ

تصویر سال

 


 

فیلم کوتاه کامیکازه در هفتمین جشن بزرگ تصویر سال که از

اول اسفند در تهران به کار خود آغاز کرده است نمایش داده می شود.

 

بنا به گزارش پایگاه خبری فیلم کوتاه این گردهمایی بزرگ در سه بخش آزاد - جوان و

 چای لاهیجان اقدام به پخش اثار انتخاب شده خواهد کرد و افتتاح این جشن

با نمایش فیلم شیرین عباس کیارستمی می باشد.


+گفتنی است انیمیشن کوتاه چتر رنگی به کارگردانی هدی اصفهانی و نویسندگی سید وحید حسینی نامی نیز

در بخش جوان این فستیوال به نمایش در خواهد آمد.

 

نوشته شده در دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 0:57 توسط رضا علیمهر|

 

مرا ببخش دوست داشتنی

که به پای رفتنت آب نریختم

آب ِ رفته

با آب ِ از سر گذشته

همکاسه می خشکند !

 

این رد پای ِ گریز

که حق بجانب تر !!

پشت سرت را خزیده است

کمرنگتر از آن است که امروز رفته باشی

 

هی ته جیب هایت را نگرد  ، دلشوره ی من

چیزی برای جا گذاشتن نیاورده بودی

روزی که میشد تا حوالی ِ پرسه هایت را آفتابی شد

دلتنگ عبورت بودم

حالا که  باید بروی !

دلم برای روزهایی که هرگز مال من نبوده ای تنگ خواهد شد

و برای روزهایی که هرگز باز نخواهی گشت ،  تنگ تر

...

انگار

حق با تو بود ، باران ِ من

و دراین پوشالیزار ِ  متروک

حتی مترسک هم نخواهد رویید !!

                          مواظب خودت باش .

نوشته شده در شنبه سوم بهمن 1388ساعت 19:55 توسط رضا علیمهر| |

 

یک"سیگاری"

دندان روی جگر بار کن رفیق

اتراق می کنیم

 

با یک مداد تلخ

کمی قهوه ای بکش

داغ است معرکه

 

خمیازه ای بکش

 بعد از ویار

 قبل ازخمار

ـ ما حرفی برای زدن کم آورده ایم ،

که درهیچ حسابی موجودی ندارد ـ

 

طاقت بیار رفیق

آتش بدون دود خماری نمی برد !

...

تکرار میکنیم

        یکی پرملات تر.

نوشته شده در دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 15:53 توسط رضا علیمهر| |

 

 

فیلم کوتاه کامیکازه تندیس شوالیه طلایی بهترین فیلم بخش بین الملل

و بهترین فیلمنامه سی و یکمین جشنواره بین المللی فیلم های ورزشی پالرمو را کسب کرد.

در مراسم اختتامیه این جشنواره که شامگاه ۱۴ دسامبر در پالرمو ایتالیا برگزار شد

برگزیدگان جوایز خود را دریافت کردند.

 

BEATRICE FARANNA - RESPONSABILE DI PRODUZIONE
RITIRA IL PREMIO PER S.VAHID HOSEYNI NAMI
KAMIKAZE - BEST FILM FOREIGN - BEST SCREENPLAY

+.....پایگاه خبری فیلم کوتاه

+......ایسکا نیوز

+......شبکه ایران

+......حیات

+...باشگاه خبر نگاران صداوسیما

+...... مهر

+.......ایرنا

+......ایسنا

+......فارس

+......اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی

+.....باشگاه خبرنگاران جوان

+.....روزنامه عصر آزادی

+.....بیزیم تبریز نیوز

+.....رادیو جوان

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 21:6 توسط رضا علیمهر| |

 

فیلم کوتاه کامیکازه

در

سی و یکمین جشنواره بین المللی فیلم های ورزشی  پالرمو ایتالیا

۹ - ۱۴ دسامبر ۲۰۰۹  به نمایش در خواهد آمد.

ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ

 کامیکازه در هفت رشته کاندیدای دریافت جایزه این فستیوال می باشد.

 

 عوامل فیلم عبارتند از :

 

مشاور ورزشی : شهرام جباری

تصویربردار : امیر پورحكمت

صدابردار : علی صفایی فر

منشی صحنه : هادی داداش زاده

طراح صحنه و عكاس : سید نوید حسینی نامی

مجری طرح : علی امین مظفری

مدیر تولید : امین باحجب

دستیار تهیه : مرتضی ابراهیمی

بازیگران : كامیار شكیبایی – رضا علیمهر و با تشكر از سارا صلاحی

 

کار گردان :سید وحید حسینی نامی

 

تهیه كننده . رضا علیمهر

 

+...................اخبار مرتبط  (1 )

+...................اخبار مرتبط  (2)

+...................اخبار مرتبط ( 3)

+...................اخبار مرتبط  (4)

+...................اخبار مرتبط  (5)

 +.................اخبار مرتبط  (6)

+..................اخبار مرتبط ( 7)


 

نوشته شده در جمعه ششم آذر 1388ساعت 13:6 توسط رضا علیمهر| |

 

فریاد کشان کشان گلو را بردند

بستند دهان و گفتگو را بردند

تهمت به فریبایی مهتاب زدند

همبرکه ی نیلوفروقو را بردند

ترتیب ستاره و سحر را دادند

کشتند امید  و آرزو را بردند

ازبوی دهان عاشقی ترسیدند

شلاق زدند  و آبرو را بردند

با خنجرنامرد  تبانی کردند

ازپشت زدند وروبرو را بردند

دیدند که بازنده ی بازی هستند

با آس تقلبی " دولو" را بردند !!

 

نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 17:9 توسط رضا علیمهر| |

             

محقق،نویسنده،ناشر،روزنامه نگار و پدر مطبوعات نوین آذربایجان استاد حاج حمید ملازاده در سن78 سالگی به دیار باقی شتافت.

مرحوم ملازاده علاوه بر فعالیت چشمگیر در عرصه نویسندگی وروزنامه نگاری انتشارات" ارک" تبریز را نیز بنیان گذاشت.

وی در سال 1310 در تبریز متولد شده و فعالیت های روزنامه نگاری خود را با عنوان سرپرستی روزنامه کیهان در آذربایجان شرقی از سال 1333 آغاز کرد.

راز های سر به مهر" سیری در کوچه های خاطرات" نگاه به آینده"دریچه های نو به آنسوی ارس " که اغلب در خصوص اوضاع سیاسی آسیای میانه و منطقه قفقاز به رشته تحریر در آمده از معروفترین کتابهای این نویسنده فقید تبریزی محسوب میشوند .

اغلب مقاله ها  ، مطالب ، سفرنامه ها ، گزارش ها و یادداشتهای مرحوم ملازاده نیزدر روزنامه مهد آزادی تبریز به چاپ می رسید.

پیکر پاک استاد فقید روز چهار شنبه ۱۳۸۸.۷.۳۰در قطعه هنر مندان وادی رحمت تبریز و در حضور جمع کثیری از آشنایان و اساتیدی ازجامعه مطبوعاتی تبریز به خا ک سپرده شد.

یاد و نامش گرامی

.............................................................

بدینوسیله از همه عزیزانی که درمراسم تشییع و ترحیم استاد ملازاده (دایی اینجانب) حضور بهمرسانیده بودند خصوصا جناب مهندس نوین شهردار محترم تبریز ـ مهندس آبدار نژاد شهردار منطقه ۸  آقای نیک اندیش و تمامی اساتید محترم دانشگاهی و مطبوعاتی آذربایجان تشکر و قدردانی میکنم.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 23:25 توسط رضا علیمهر| |

 

با تبریکی بهارانه به دختر پائیز

...

 

ازمن که رد می شویم
به همدیگرمی رسیم
ما
عاشق همیم
.
بگو تا کجاها میرسند دستانت
تا برایشان سیب بکارم
گرگ ها را ... !!
نترس
از دهان هم می قاپند !!
.
پستو غنیمتی است
یک شب بیا به زمزمه هایم سری بزن
در پشت بام شهر
آثاری از وخامت فریاد دیده اند !!

 

نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 18:8 توسط رضا علیمهر| |

...!

ستاره ای چیده ام

 که بوی سیب میدهد

مادرم سیب  دوست دارد

پسرم سیب زمینی سرخ کرده

و من قانونی جذاب تر

...

 

گیتارم مرا مینوازد

مادرم پسرم را از دایه مهربانتر

و من سرختر از گونه های...

وای خدای من

این ستاره چقدر دنباله دار است

.

 

و به قول شوکتی نیای نازنین اینهم یک غزلک

 

 

باید خوراک قافیه ام را پلو کنم

دعوای اسم ذات پلو با چلو کنم

 

باید بجنبم از ته جا مانده های خود

فکری بحال پای تلوتا...تلو کنم

 

بغضم گرفته خرخره ی خویش میجوم

چیزی نمانده نعش دلم را ولو کنم

 

درد بدی است قافیه ام جا نمی رود

باید یکی دو بار...عقب یا جلو کنم

 

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 2:30 توسط رضا علیمهر| |

باید شتاب جاذبه ام را عوض کنم
یا باز تاب آینه ام را عوض کنم
یا مو بموی پیچش مورارها کنم !
یا عینک مطالعه ام را عوض کنم
هرگز دلیل نان و نام آوری مرا
قانع نکرد / ذائقه ام را عوض کنم
هنگام باز گشت بخود/سمت عاقلان
پیچیده ام که قاعده ام را عوض کنم
سرمیزنم به کوچه ی دلپرسه های ناز
حال و هوای عاطفه ام را عوض کنم
پشت خیال خام/هوس پرسه می زند
تامن مسیر رابطه ام را عوض کنم
این کاروان  ...  بمنزل نمی رسد
باید شبانه قافله ام را عوض کنم
اینجا محیط زیست مرا تنگ می شود
شاید محیط دایره ام را عوض کنم 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 14:4 توسط رضا علیمهر| |